ارتباطات



صفحه فیسبوک
 facebook.com/shabzendeha
صفحه اینستاگرام
 instagram.com/mangooleh
ایمیل
shabzendeha@gmail.com


دسته‌ها

2

Khashayar Kakavand – Ta Be Koja

نویسنده شیر مزدک در دسته : Khashayar Kakavand در تاریخ : ژانویه 05th, 2015

763510-07401698079p01

Khashayar Kakavand - Ta Be Koja
خشایار کاکاوند - تا به کجا

مست اگر باشي در آغوشت خدايي ميکنم
خاک را سرشار ِ عرش ِ کبريايي ميکنم
دل به دريا ميزنم در موج ِ مويت هرچه باد
بادبان ِ روسريّ ات را هوايي ميکنم
باد بود اين که دل ِ من را چنان کاهي ربود
عاشقي با چشمهاي ِ کهربايي ميکنم
در بساطم گرچه چيزي نيست اما عشق هست
من تو را مهمان ِ يک فنجان ِ چايي ميکنم
هرچه غم سويم اشاره ميکند من را ببين
در کنارم چون تويي بي اعتنايي ميکنم
آنقدر ترد و ظريفي که فقط با بوسه اي
گل مي اندازم تنت را و حنايي ميکنم
مي نويسم با زبانم بر کف ِ پايت غزل
چون پلنگي خون چشان آهوستايي ميکنم
شادمانه روي ِ ابر ِ بالشم پر ميکشم
مثل ِ يک گنجشک احساس ِ رهايي ميکنم
شب گذشت و رفتي از پيش ِ من اما باز هم
آرزوي ِ اين که “در خابم بيايي” ميکنم

(ادامه)

Payam Jahanmani & Rah Ensemble – Video Tasviri Concert Dastaas

نویسنده شیر مزدک در دسته : Payam Jahanmani در تاریخ : ژانویه 02nd, 2015

dastaas

Payam Jahanmani & Rah Ensemble - Video Tasviri Concert Dastaas
پیام جهانمانی و گروه راه - قطعه تصویری کنسرت دستاس

 
اي خداي من چه دنياي قشنگي ساختي
واقعاً سياره ي خوش آب و رنگي ساختي
آدمي را آفريدي سركش و ناسازگار
هركجا ديدي كه صلحي بود، جنگي ساختي
هركجا ديدي دو آهو در كنار هم خوش اند
زود در آن منطقه جفت پلنگي ساختي
زود پايينش كشيدي هركه بالا رفته بود
پشت اين چرخ و فلك؛ الاكلنگي ساختي
كوهكن با تيشه اي از سنگ آدم ساخته
تو ولي از هركس آدم بود سنگي ساختي
با وجود وسعت دنيا برايم وقت مرگ
جاي تنگي، جاي تنگي، جاي تنگي ساختي

(ادامه)

Alireza Ghorbani – Ey Saro Saman Hame To

نویسنده شیر مزدک در دسته : Alireza Ghorbani در تاریخ : دسامبر 28th, 2014

Untitled 0_004

Alireza Ghorbani - Ey Saro Saman Hame To
علیرضا قربانی - بداهه خوانیِ ‌ای سر و سامان همه تو

بی تو به سامان نرسم ، ای سر و سامان همه تو
ای به تو زنده همه من ، ای به تنم جان همه تو
من که به دریاش زدم تا چه کنی با دل من
تخته تو و ورطه تو و ساحل و توفان همه تو
ای همه دستان ز تو و مستی مستان ز تو هم
رمز میستان همه تو راز نیستان همه تو
من همه تو ، تو همه تو ، او همه تو ، ما همه تو
هر که و هر کس همه تو ، این همه تو ، آن همه تو
شور تو ، آواز تویی ، بلخ تو ، شیراز تویی
جاذبه شعر تو و جوهر عرفان همه تو
تا به کجایم بری ای جذبه ی خون ! ذوق جنون
سلسله بر جان همه من ، سلسله جنبان همه تو

(ادامه)

Davoud Azad – To Hameh, Ma Hich

نویسنده شیر مزدک در دسته : Davoud Azad در تاریخ : دسامبر 15th, 2014

816383-00100346191p05 (1)

Davoud Azad - To Hameh, Ma Hich
داود آزاد - تو همه، ما هیچ

 

ز فراقت چون گویم، ره وصلت چون جویم
که تو از نظرم همه شب نروی
که اگر بروی زدلم نروی
ز دلم نروی ای گل من
می بویم با یادت گلها را
می جویم هر کوه و صحرا را
به خدا این دل شیدا از عشق تو
نظر به این جهان ندارد
دلم خبر ز این و آن ندارد
دگر نظر به این جهان ندارد
چو بیایی از قدمت همچو بهاران گل شکفد از باغ دلم
مثل نسیمی بر تن خسته و داغ دلم
بیا بیا تا که ببارد
ازآسمان ابر محبت
بکش دمی دست نوازش بر این دل خسته ز محنت
یارا
جمال تو را دیدن
خیال تو بوییدن
به سوی تو روییدن
تمام کمال من
که تو ماه منیر منی
که تو کعبه و پیر منی
چو بتابد ماه رخت
به دل ویرانه ی من
همه نور افشان بکنی
تو شب و کاشانه ی من
که تو ماه منیر منی
که تو کعبه وپیر منی

(ادامه)

A. Niknafas & K. Sanjarani – Degar Bareh Beshooridam

نویسنده شیر مزدک در دسته : Kiarash Sanjarani در تاریخ : دسامبر 09th, 2014

254140_1

Ali Akbar Niknafas & Kiarash Sanjarani - Degar Bareh Beshooridam
علی‌ اکبر نیک نفس و کیارش سنجرانی واحد - دگر باره بشوریدم

 

کجا جدا شوم از تو که بعد از آن تو نباشی
کسی که داده مرا از خودم امان ، تو نباشی
کجای زندگیم دست می دهد که به تلخی
گریزم از تو وآغوش مهربان، تو نباشی
کجای گریه بخندم، کجای خنده بگریم
که پشت گریه و لبخند، توامان تو نباشی
کدام قصه بسازم که بی تو رنگ نبازد
کدام شعر بخوانم که در دهان تو نباشی
به رغم عشق من و تو، سپاه بد دلی و شک
هزار جهد بکردند در جهان، تو نباشی
تو را اگر چه نمی یابمت ، هنوز برآنم
که در مکان تو نگنجی که در زمان تو نباشی
هزارچشم تو از هر کجاست خیره به سویم
کجا نگاه کنم من که این و آن تو نباشی

(ادامه)

Keyhan Kalhor & Alim Qasimov – Morgenland Festival

نویسنده شیر مزدک در دسته : Alim Qasimov,Keyhan Kalhor در تاریخ : نوامبر 29th, 2014

vlcsnap-2014-11-21-20h42m41s134

Keyhan Kalhor & Alim Qasimov - Morgenland Festival
کیهان کلهر و عالم قاسم اف - فستیوال مورگنلند, سپتامبر ۲۰۱۴

 

ببار ای بارون ببار
با دلم گریه کن خون ببار
در شبهای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار
ای بارون
دلا خون شو خون ببار
بر کوه و دشت و هامون ببار
دلا خون شو خون ببار
بر کوه و دشت و هامون ببار
به سرخی لبهای سرخ یار
به یاد عاشقای این دیار
به کام عاشقای بی مزار
ببار ای ابر بهار
با دلم به هوای زلف یار
داد و بیداد از این روزگار
ماه رو دادن به شبهای تار

(ادامه)

Alireza Ghorbani – Ghateh Tasviri Faranseh

نویسنده شیر مزدک در دسته : Alireza Ghorbani در تاریخ : نوامبر 15th, 2014

vlcsnap-2014-11-15-16h12m21s208

Alireza Ghorbani - Ghateh Tasviri Faranseh
علیرضا قربانی - اجرای تصویری در فرانسه

 
اي عشق تو داده باز جان را پرواز
لطف تو کشيده چنگ جان را در ساز
يک ذره عنايت تو اي بنده نواز
بهتر ز هزار ساله تسبيح و نماز
اي عشق نخسبي و نخفتي هرگز
در ديده خفتگان نيفتي هرگز
باقي سخني هست نگويم او را
تو نيز نگوئي و نگفتي هرگز

(ادامه)

Mozaffar Shafii & Rast Ensemble – Iran

نویسنده شیر مزدک در دسته : Mozafar Shafii در تاریخ : نوامبر 15th, 2014

Iran _ Mozafar Shafii et l'Ensemble Râst 3

Mozaffar Shafii & Rast Ensemble - Iran
مظفر شفیعی و گروه راست - ایران

 

هر شب من و دل تا سحر، در گوشه ي ويرانه ها
داريم از ديوانگى، با يكدگر افسانه ها
اندر شمار بيدلان، در حلقه ي بي حاصلان
نى در حسابِ عاقلان، نى در خور فرزانه ها
از مى زده سر جوشها، از پند بسته گوشها
پيوسته با بيهوش ها، خو كرده با ديوانه ها
از خانمان آواره ها، در دو جهان بيكاره ها
از درد و غم بيمارها، از عقل و دين بيگانه ها
از سينه بُرده كينه ها، آيينه كرده سينه ها
ديده در آن آيينه ها، عكس رخ جانانه ها
سنگ ملامت خورده ها، از كودكان آزرده ها
دل زنده ها، تن مرده ها، فرزانه ها، ديوانه ها
ببريده خويش از خويشتن، بگسيخته از ما و من
كرده سفرها در وطن، اندر درون خانه ها
نى در پى انديشه ها، نى در خيالِ پيشه ها
چون شيرها در بيشه ها، چون مورها در لانه ها
چون گل فروزان در چمن، چون شمع سوزان در لگن
بر گردشان صد انجمن، پر سوخته پروانه ها
رخشان چو ماه و مشترى، زين گنبد نيلوفرى
تابان چو مهر خاورى، از روزنِ كاشانه ها
مست از مىِ ميناىِ دل، بنهاده سر در پاى دل
آورده از درياى دل، بيرون بسى دُردانه ها
گاهى ستاده چون كدو، از مى لبالب تا گلو
گاهى فتاده چون سبو، لب بر لبِ پيمانه ها

(ادامه)

Sina Sarlak & Sahba Motallebi – Ashki Dar Gozar Tarikh

نویسنده شیر مزدک در دسته : Sahba Motallebi,Sina Sarlak در تاریخ : نوامبر 13th, 2014

f63983a0a679a53

Sina Sarlak & Sahba Motallebi - Ashki Dar Gozar Tarikh
سینا سرلک و صهبا مطلبی - اشکی در گذرِ تاریخ

 

گل می رود از بستان، بلبل ز چه خاموشی
وقت است که دل زین غم، بخراشی و بخروشی
ای مرغ، بنال ای مرغ، آمد گه نالیدن
گل می سپرد ما را دیگر به فراموشی
آه ای دل ناخرسند در حسرت یک لبخند
خون جگرم تا چند می نوشی و می نوشی
می سوزم و می خندم، خشنودم و خرسندم
تا سوختم چون شمع می خواهی و می کوشی
تو آبی و من آتش وصل تو نمی خواهم
این سوختنم خوش تر از سردی و خاموشی

هوشنگ ابتهاج

 

* اول اینکه از غیبت طولانی‌ مدت خود عذر خواهی‌ می‌کنم

* ساز و آواز این آلبوم فوق‌العاده زیبا هست

(ادامه)

Hossein Nourshargh & Pejman Ekhtiari – Sarzamin Man

نویسنده شیر مزدک در دسته : Hossein Nourshargh در تاریخ : سپتامبر 30th, 2014

sarzamin man

Hossein Nourshargh & Pejman Ekhtiari - Sarzamin Man
حسین نورشرق و پژمان اختیاری - سرزمین من

 

چون آفتاب مرده ي عصر زمستانم
“غم” مثل بختک باز هم افتاده بر جانم
مي خواستم پيروز اين ميدان شوم اما
افتادم از پا ناگهان در آخرين خوانم
انگار قسمت بوده تنها سر کنم يک عمر
باشادي ناچيز وغم هاي فراوانم
من عاشقم از تلخ و شيرينت نمي رنجم
مغرور شو هر جور مي خواهي برقصانم
بيهوده ميگيرند فالم را که مي دانم
من، زندگي دشوار، اما، مرگ آسانم
تنها مرا بگذار با حال خودم” اي عقل”
از اينکه پابندت شدم عمري پشيمانم

(ادامه)

Mohammad Reza Shajarian & Mohammad Reza Lotfi – Moamaye Hasti

نویسنده شیر مزدک در دسته : Mohammad Reza Lotfi,Mohammad Reza Shajarian در تاریخ : سپتامبر 30th, 2014

252401_1.jpg

Mohammad Reza Shajarian & Mohammad Reza Lotfi - Moamaye Hasti
 محمد رضا شجریان و محمد رضا لطفی‌ - معمای هستی‌

 

مرا می بینی و هردم زیادت می کنی دردم
تو را می بینم و میلم زیادت می شود هر دم
به سامانم نمی پرسی، نمی دانم چه سر داری
به درمانم نمی کوشی نمی دانی مگر دردم؟
نه راهست اینکه بگذاری مرا بر خاک و بگریزی
گذاری آر و بازم پرس تا خاک رهت گردم
ندارم دستت از دامن بجز در خاک و آندم هم
که بر خاکم روان گردی، بگیر و دامنت گردم

 

(ادامه)

Malek Masoudi & Mohammad Ali Kianinejad – Pire Moghan

نویسنده شیر مزدک در دسته : Malek Masoudi,Mohammad Ali Kiani Nejad در تاریخ : سپتامبر 05th, 2014

746272-06800247125p01

Malek Masoudi & Mohammad Ali Kianinejad - Pire Moghan
ملک مسعودی و محمد علی‌ کیانی نژاد - پیرِ مغان

 

کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد
یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد
از لعل تو گر یابم انگشتری زنهار
صد ملک سلیمانم در زیر نگین باشد
غمناک نباید بود از طعن حسود ای دل
شاید که چو وابینی خیر تو در این باشد
هر کو نکند فهمی زین «کلک خیال انگیز»
نقشش به حرام ار خود صورتگر چین باشد
جام می و خون دل هر یک به کسی دادند
در دایره ی قسمت اوضاع چنین باشد
در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود
کاین شاهد بازاری وان پرده نشین باشد
آن نیست که «حافظ» را رندی بشد از خاطر
کاین سابقه ی پیشین تا روز پسین باشد

(ادامه)

Bijan Kamkar & Keykhosrow PourNazeri – Afsaneh Tanbour

نویسنده شیر مزدک در دسته : Bijan Kamkar,Keykhosrow PourNazeri در تاریخ : سپتامبر 03rd, 2014

252796_1

Bijan Kamkar & Keykhosrow PourNazeri - Afsaneh Tanbour
بیژن کامکار و کیخسرو پورناظری - افسانه تنبور

 

باران به‌ هم زد شاخۀ خاکستری را
باران نمی‌فهمید چیزِ دیگری را
بادی به گندمزار موجی زد، تکان داد
از روی گوری یاس‌های پرپری را
روی قلمدان حس و حال رفتنت هست
وقتی تعارف می‌کنی نیلوفری را
از قایقت دستی تکان دادی برایم
در چشم‌هایم غرق کردی بندری را
بعد از تو تنها بودنم را دوست دارم
با گریه می‌سازم جهان دیگری را
یک روز می‌فهمی غمم درد کمی نیست
پس می‌فرستی آنچه با خود می‌بری را

(ادامه)

Bijan Kamkar & Heydar Kaaki – Sahargahan

نویسنده شیر مزدک در دسته : Bijan Kamkar در تاریخ : سپتامبر 03rd, 2014

253667_1

Bijan Kamkar & Heydar Kaaki - Sahargahan
بیژن کامکار و حیدر کاکی - سحر گاهان

 

می روم با دردهایم بی محابا می روم
با تمام خاطراتم گیج و تنها می روم
می روم تا انتهای بی کسی های مدام
کوله ام را بسته ام امشب از اینجا می روم
باغ دلهای شما سنگی ست آدم های بد
های آدم ها من ازدست شماها می روم
نقش دل های شما رنگین کمان هفت رنگ
بوم رنگینی ست دلهاتان من اما می روم
دل شکستن دل بریدن شیوه ی قوم شماست
می گریزم من از این آداب رسوا می روم
ماهی ام اما دچار تُنگی از حسرت شدم
چون نهنگ خسته اینک سوی دریا می روم
زهر خوردم بی امان از جام احساس شما
بسترم آغوش و جانم تلخ حالا می روم
گرچه مُردادست سرما نیمه جانم کرده است
شال دلتنگی که کردم من مهیا می روم
دست هایم مال تو ای باد کولی پای مست
راهی ام کن خسته ام بغضم سراپا…می روم

(ادامه)

Delgosha Ensemble – Music of Qajar Era

نویسنده شیر مزدک در دسته : Uncategorized در تاریخ : آگوست 28th, 2014

Iran Music Of Th Qajar Era 1

Delgosha Ensemble - Music of Qajar Era
گروه موسیقی دلگشا- موسیقی دوره قاجار 

 

عجیب نیست جهان را تنت به باد دهد
تمام دین مرا دامنت به باد دهد
عجیب نیست که افسانه های کنعان را
شمیم دلکش پیراهنت به باد دهد
عجیب نیست که دیوار سخت ایمان را
دوباره روسری روشنت به باد دهد
لباس های تو بر بند ، پنبه زاران اند
که شال و روسری ات جمع برف و باران اند
چقدر روسری ات با بهار هم دست است
که زلف زلف تو با آبشار هم دست است
چقدر کشته به راهت نشسته ، می بینی
که سینه ریز تو با چوب دار هم دست است
تمام شهر به اجبار عاشقت شده اند
که جبر پیش تو با اختیار هم دست است
بدون ساز ، تو موسیقی بلند شبی
که گیسوی تو و سیم سه تار هم دست است
چقدر ساعت تو از قرار دور شده
چه ساعتی ست ؟ که با انتظار هم دست است
چقدر لمس لباس تو خانمان سوز است
کسی که دیده تو را ، زنده مانده پیروز است
کنار خانه ی تو عشق چون خیابانی ست
کنار چکمه و بارانی ات چه بارانی ست
دوباره باد نشسته است اعتراف کند
که دکمه های لباس تو را طواف کند

 

Siamak Jahangiry, ney flute, direction
Pantea Alvandipour, vocals
Elmira Mardaneh, kamancheh viola
Hamid Khansari, ud short-necked lute
Ariya Piratâi, târ long-necked lute
Vahid Fataei, tombak goblet drum

دفترچه آلبوم

(ادامه)

Simin Behbehani – Niyaz, Tasnifhaye Shaer

نویسنده شیر مزدک در دسته : Simin Behbehani در تاریخ : آگوست 20th, 2014

simin

Simin Behbehani - Niyaz, Tasnifhaye Shaer
سیمین بهبهانی - نیاز، مجموعه تصنیف‌های شاعر

 

بی تو، ای روشنگر شب های من!
بوسه می زد ناله بر لب های من
در دلم از وحشت بیگانگی
خنده می زد لاله ی دیوانگی
دیده ام چون نرگس غم می شکفت
وندرو برقی ز شبنم می شکفت
در بلور اشک من یاد تو بود
در سکوت سینه فریاد تو بود
مخمل سرخ شفق رنگ تو داشت
پرده های ساز، آهنگ تو داشت
موج خیز سبزه دامان تو بود
خفتنم آنجا به فرمان تو بود
هر کجا بر تخته سنگی آبشار
می شکست و پیکرش می شد غبار؛
در غبارش باغ رؤیا می شکفت
وز گلش رنگ تمنا می شکفت
از تو دوری کردنم بیهوده بود
بی تویی جان مرا فرسوده بود
بی تو بودم لیک کنون باتوأم
خود نمی دانم که این من یا توأم
چون نسیمی بگذر از پیراهنم
تا درآمیزی چو گرمی با تنم
بی تو غمگینم، دمی بی من مباش
جان شیرینم! جدا از تن مباش
بی تو آرامم به جز آزار نیست
بی تو بالینم به غیر از خار نیست
تا دلم بازیچه ی ایام شد
باده ی عشق ترا چون جام شد
گر توانی جامه ام ساز و بپوش
گر توانی باده ام ساز و بنوش
نه، که ما را رخصت دیدار نیست
ور بود، دانی که جز پندار نیست
تو نسیم سرزمین دیگری
بر کویر جان من کی بگذری؟
من شب ِ پایان پذیر هستیم
لحظه یی دیگر نپاید مستیم
تو فروغ آفتاب روشنی
من چو می میرم تو سر بر می زنی
من خزان ِ در بهار افتاده ام
آفت ِ در کشتزار افتاده ام
لاله ها از جور من بر باد رفت
هر چه رفت از من همه بیداد رفت
آفتاب گرم عمرم سرد شد
خوشه های آرزویم زرد شد
چهره ام دارد صفای نوبهار
در دلم اندوه پاییز استوار
گرد اندوهم، مشو خواهان مرا
از سر دامان خود بفشان مرا
شعله ی رنجم ز من دامن بکش
بند دردم پای خود از من بکش.

(ادامه)