ارتباطات



صفحه فیسبوک
 facebook.com/shabzendeha
صفحه اینستاگرام
 instagram.com/mangooleh
ایمیل
shabzendeha@gmail.com


دسته‌ها

2

Yasamin Shah Hosseini – Gahan

نویسنده شیر مزدک در دسته : Yasamin Shah Mohammadi در تاریخ : جولای 16th, 2015

efrensiamak

Yasamin Shah Hosseini - Ahvalat Shakhsi 5, Gahan
یاسمین شاه حسینی - احوالت شخصی‌ ۵، گاهان


خفته در چشم تو نازیست كه من می دانم
نگهت دفتر رازیست كه من می دانم
قصه ایی را كه به من طره كوتاه تو گفت
رشته عمر درازیست كه من می دانم
بی نیازانه به ما می گذرد دوست، ولی
سینه اش بحر نیازیست كه من می دانم
گرچه در پای تو خاموش فتادست ای شمع
سایه را سوز و گدازیست كه من می دانم
یك حقیقت به جهان هست كه عشقش خوانند
آن هم ای دوست مجازیست كه من می دانم

(ادامه)

Hossein Alishapour & Mohammad Adineh – Saaz o Avaz

نویسنده شیر مزدک در دسته : Hossein Alishapour در تاریخ : جولای 05th, 2015

artworks-000094961258-s1ocnl-t500x500_2

Hossein Alishapour & Mohammad Adineh - Saaz o Avaz
حسین علیشاپور و محمد آدینه‌ - ساز و آواز

 

من اگر نظر حرامست، بسی گناه دارم
چه کنم؟ نمی‌توانم که نظر نگاه دارم!
ستم از کسیست بر من که ضرورتست بردن
نه قرار زخم خوردن، نه مجال آه دارم
نه فراغت نشستن، نه شکیب رخت بستن
نه مقام ایستادن، نه گریزگاه دارم
نه اگر همی‌نشینم نظری کُند به رحمت
نه اگر همی‌گریزم دگری پناه دارم
بَسَم از قبولِ عامی و صلاحِ نیک‌نامی
چو به ترک سر بگفتم چه غم از کلاه دارم
تن من فدای جانت، سر بنده و آستانت
چه مرا بِهْ از گدایی چو تو پادشاه دارم؟
چو تو را بدین شگرفی قدم صلاح باشد
نه مُرُوَتست اگر من نظر تباه دارم
چه شبست یا رب امشب! که ستاره‌ای برآمد
که دگر نه عشق خورشید و نه مهر ماه دارم

(ادامه)

Sohrab Pournazeri & Maryam Ebrahimpour – Nishtiman, Kurdistan

نویسنده شیر مزدک در دسته : Sohrab Pournazeri در تاریخ : جولای 04th, 2015

Front_001

Sohrab Pournazeri & Maryam Ebrahimpour - Nishtiman, Kurdistan
سهراب پورناظری و مریم ابراهیم پور - کردستان (گروه نیشتمان)

 

تو اگر ماه شوی، من شـب یلدای تو هستم
تو اگر مهر شوی، من گل خورشیدپرستم
تو مشو مهر، مشو ماه، چـنین باش که هستی
و مرا نیز همین آینه میدار که هستم
پر و بالم چه گشایی؟ سر ِ پرواز ندارم
که مرا بند خوش آمد، چو به دام تو نشستم
دگران شاد بدانند که در دام نیفتـند
من همه شاد بدینم که ز دام تو نجستم
بخود آرم ز نسیمی، ز خودم بر به نگاهی
که ز سودای تو دیوانه و از جام تو مستم
مگر این دل تو نوازی، که ز مهــر همه کندم
مگر این در تو گشایی، که به روی همه بسـتم
خبر خویش چه جویی؟ سخن دوست چه پرسی؟
سر یادِ تو سلامت، همه رفتند ز دستم
گفته ای در غزلت هست نشانی ز شکستی
آری ای دوست، دلی بودم و دیدی که شکستم

(ادامه)

Siamak Aghaei & Pedram KhavarZamini – Be Yaade Doost

نویسنده شیر مزدک در دسته : Siamak Aghaei در تاریخ : ژوئن 28th, 2015

be yade doost

Siamak Aghaei & Pedram KhavarZamini - Be Yaade Doost
سیامک آقائی و پدرام خاور زمینی‌ - به یاد دوست
­

رسید لحظه ی آغاز خشک سالی تان
و پینه بست کف دست های خالی تان
زمانه بی خبرو…گرگ های بی دندان
دوباره زوزه کشیدند در حوالی تان
و این نشانه ی این است، خیال میبافد
سکوت رنج مرا در ترنج قالی تان
اگر چه پنجره ها تان مرا به یاد آورد
چگونه پر زده ام سوی بی خیالی تان
و این چگونه پریدن فقط به این معنیست
وبال هر قفسی شد شکسته بالی تان
از این به بعد شما را فرشته میخوانم
که تکه تکه شود ذات لا اُبالی تان

(ادامه)

Alireza Ghorbani & Saman Samii – Concert Tasviri Sodaii

نویسنده شیر مزدک در دسته : Alireza Ghorbani در تاریخ : می 20th, 2015

Untitled 0_006

Alireza Ghorbani & Saman Samii - Concert Tasviri Sodaii
علیرضا قربانی و سامان سمیعی - کنسرت تصویری سودایی

 

از کفر من تا دین تو راهی به جز تردید نیست
دلخوش به فانوسم نکن، اینجا مگر خورشید نیست
با حس ویرانی بیا تا بشکند دیوار من
چیزی نگفتن بهتر از تکرار طوطی وار من
بی جستجو ایمان ما از جنس عادت می شود
حتی عبادت بی عمل وهم سعادت می شود
با عشق آنسوی خطر جائی برای ترس نیست
در انتهای موعظه دیگر مجال درس نیست
کافر اگر عاشق شود بی پرده مومن می شود
چیزی شبیه معجزه با عشق ممکن می شود

(ادامه)

Homayoun Shajarian & Sohrab Pournazeri – Delbaraneh II

نویسنده شیر مزدک در دسته : Homayoun Shajarian,Sohrab Pournazeri در تاریخ : می 17th, 2015

600x600 (5)

Homayoun Shajarian & Sohrab Pournazeri - Delbaraneh (De La Ville Concert) II
همایون شجریان و سهراب پورناظری - دلبرانه ۲

من چنان عاشق رویت که ز خود بی‌خبرم
تو چنان فتنه خویشی که ز ما بی‌خبری
به چه ماننده کنم در همه آفاق تو را
کان چه در وهم من آید تو از آن خوبتری
برقع از پیش چنین روی نشاید برداشت
که به هر گوشه چشمی دل خلقی ببری
دیده‌ای را که به دیدار تو دل می‌نرود
هیچ علت نتوان گفت بجز بی بصری
گفتم از دست غمت سر به جهان دربنهم
نتوانم که به هر جا بروم در نظری
به فلک می‌رود آه سحر از سینه ما
تو همی برنکنی دیده ز خواب سحری
خفتگان را خبر از محنت بیداران نیست
تا غمت پیش نیاید غم مردم نخوری
هر چه در وصف تو گویند به نیکویی هست
عیبت آنست که هر روز به طبعی دگری
گر تو از پرده برون آیی و رخ بنمایی
پرده بر کار همه پرده نشینان بدری

 

* باشد، تا شاید برسد به گوش Nazanin Yalda

(ادامه)

Homayoun Shajarian & Sohrab Pournazeri – Delbaraneh I

نویسنده شیر مزدک در دسته : Homayoun Shajarian,Sohrab Pournazeri در تاریخ : می 17th, 2015

600x600 (5)

Homayoun Shajarian & Sohrab Pournazeri - Delbaraneh (De La Ville Concert) I
همایون شجریان و سهراب پورناظری - دلبرانه ۱

 

مهتاب، به نور، دامن شب بشکافت
مِی نوش! دمی خوشتر از این نتوان یافت
خوش باش و میندیش که مهتاب بسی
اندر سر خاک یک به یک خواهد تافت

چون عهده نمي کند کسي فردا را
يک امشب خوش کن دل پرسودا را
مي نوش به نور ماه، اي ماه، که ماه
بسيار بتابد و نيابد ما را

 

* باشد، تا شاید برسد به گوش Nazanin Yalda

(ادامه)

Salar Aghili & Dastan Ensemble – Tasviri Tasnif Raaz Man

نویسنده شیر مزدک در دسته : Salar Aghili در تاریخ : می 17th, 2015

Untitled 0_005

Salar Aghili & Dastan Ensemble - Ghateh Tasviri Tasnif Raaz Man
سالار عقیلی و گروه داستان - قطعه تصویری تصنیف راز من

 

آمده ای که راز من بر همگان بیان کنی
وان شهِ بی نشانه را جلوه دهی نشان کنی
دوش خیال مست تو آمد و جام بر کفش
گفتم: می نمی خورم گفت: مکن، زیان کنی
گفتم: ترسم اَر خورم شرم بپّرد از سرم
دست برم به جعد تو، بز ز من کران کنی
دید که ناز می کنم، گفت: بیا عجب کسی
جان به تو روی آورد، روی بدو گران کنی
با همگان پلاس و کم با چو منی پلاس هم
خاصبک نهان منم راز ز من نهان کنی
گنج دل زمین منم، سر چه نهی تو بر زمین
قبله آسمان منم، رو چه به آسمان کنی
(ادامه)

Lotfi, Chahar Fasl – Mostanad Mohammad Reza Lotfi

نویسنده شیر مزدک در دسته : Mohammad Reza Lotfi در تاریخ : می 03rd, 2015

vlcsnap-2015-05-03-16h55m07s94

Lotfi, Chahar Fasl - Mostanad Mohammad Reza Lotfi
لطفی‌، چهار فصل - مستند محمد رضا لطفی‌

 

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست
می رسم با تو به خانه،از خیابانی که نیست
می نشینی روبه رویم خستگی در میکنی
چای می ریزم برایت توی فنجانی که نیست
باز میخندی و میپرسی که حالت بهتر است؟
باز میخندم که خیلی…!گرچه میدانی که نیست
شعر میخوانم برایت واژه ها گل می کنند
یاس و مریم می گذارم توی گلدانی که نیست
چشم می دوزم به چشمت،می شود آیا کمی
دست هایم را بگیری بین دستانی که نیست؟
وقت رفتن می شود با بغض می گویم نرو
پشت پایت اشک می ریزم در ایوانی که نیست
میروی و خانه لبریز از نبودت میشود
باز تنها میشوم با یاد مهمانی که نیست
رفته ای و بعد تو این کار هر روز من است
باور اینکه نباشی کار آسانی که نیست

 

* برای پارمیس مشگی

(ادامه)

Moslem Rasouli – Selected Works

نویسنده شیر مزدک در دسته : Moslem Rasouli در تاریخ : می 03rd, 2015

01_001

Moslem Rasouli - Selected Works
مسلم رسولی - مجموعه آثار

 

تو چه گفتی سهراب؟
قایقی خواهم ساخت…
با کدوم عمر دراز؟
نوح اگر کشتی ساخت، عمر خود را گذراند
با تبر روز و شبش، بر درختان افتاد
سالیان طول کشید، عاقبت اما ساخت
پس بگو ای سهراب….شعر نو خواهم ساخت
بیخیال قایق….
یا که میگفتی….
تا شقایق هست زندگی باید کرد؟
این سخن یعنی چه؟
با شقایق باشی….زندگی خواهی کرد
ورنه این شعرو سخن
یک خیال پوچ است
پس اگر میگفتی…
تا شقایق هست، حسرتی باید خورد
جمله زیباتر میشد
تو ببخشم سهراب…
که اگر در شعرت، نکته ای آوردم، انتقادی کردم
بخدا دلگیرم، از تمام دنیا، از خیال و رویا
بخدا دلگیرم، بخدا من سیرم، نوجوانی پیرم
زندگی رویا نیست
زندگی پردرد است
زندگی نامرد است، زندگی نامرد است…

(ادامه)

H. Kamkar & A. Kamkar – Concert Baraye Santour & Orchester

نویسنده شیر مزدک در دسته : Ardavan Kamkar,Houshang Kamkar در تاریخ : آوریل 28th, 2015

600x600 (2)_001

Houshang Kamkar & Ardavan Kamkar - Concert Baraye Santour & Orchester
هوشنگ کامکار و اردوان کامکار - کنسرت برای سنتور و ارکستر

 

من شدم از مهر تو چون ذره پست
وز قدح باده‌ي عشق تو مست
تا به سر زلف تو داديم دست
تا تو مني، من شده‌ام خودپرست

سجده‌گه من شده اعضاي من

دل اگر از توست، چرا خون كني؟
ور ز تو نَبوَد ز چه مجنون كني؟
دمبدم اين سوز دل افزون كني
تا خوديم را همه بيرون كني

جاي كني در دل شيداي من

آتش عشقت چو برافروخت دود
سوخت مرا مايه‌ي هر هست و بود
كفر و مسلمانيم از دل زدود
تا به خم ابروت آرم سجود

فرق نِه از كعبه كليساي من

كِلك ازل تا كه ورق زد رقم
گشت هم‌آغوش چو لوح و قلم
نامده خلقي به وجود از عدم
بر تن آدم چو دميدند دم

مهر تو بُد در دل شيداي من

دست قضا چون گل آدم سرشت
مهر تو در مزرعه‌ي سينه كِشت
عشق تو گرديد مرا سرنوشت
فارغم اكنون ز جحيم و بهشت

نيست به غير از تو تمناي من

(ادامه)

A. Kamkar & A. Kamkar – Concert Baraye Kamancheh & Orchester

نویسنده شیر مزدک در دسته : Ardeshir Kamkar,Arsalan Kamkar در تاریخ : آوریل 28th, 2015

600x600_006

Ardeshir Kamkar & Arsalan Kamkar - Concert Baraye Kamancheh & Orchester
اردشیر کامکار و ارسلان کامکار - کنسرت برای کمانچه و ارکستر

 

اي به سر زلف تو سوداي من
وز غم هجران تو غوغاي من
لعل لبت شهد مصفاي من
عشق تو بگرفت سراپاي من

من شده تو، آمده بر جاي من

گرچه بسي رنج غمت برده‌ام
جام پياپي ز بلا خورده‌ام
سوخته‌جانم اگر افسرده‌ام
زنده‌دلم گر چه ز غم مرده‌ام

چون لب تو هست مسيحاي من

گنج منم، باني مخزن تويي
سيم منم حاجب معدن تويي
دانه منم صاحب خرمن تويي
هيكل من چيست اگر من تويي؟

گر تو مني، چيست هيولاي من؟

(ادامه)

A. Ghorbani & F. Khalatbari – Man Asheghe Chashmat Shodam

نویسنده شیر مزدک در دسته : Alireza Ghorbani,Fardin Khalatbari در تاریخ : آوریل 13th, 2015

Man Ashegh-E Chashmat Shodam 1

Alireza Ghorbani & Fardin Khalatbari - Man Asheghe Chashmat Shodam
علیرضا قربانی و فردین خلعتبری - من عاشق چشمت شدم

 

وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید
وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید
وقتی زمین ناز تو را در آسمانها می کشید
وقتی عطش طعم تو را با اشکهایم می چشید
من عاشق چشمت شدم ، نه عقل بود و نه دلی
چیزی نمیدانم از این دیوانگی و عاقلی
یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود
آندم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود
وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد
آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد
من بودم و چشمان تو ، نه آتشی و نه گِلی
چیزی نمیدانم از این دیوانگی و عاقلی
من عاشق چشمت شدم شاید کمی هم بیشتر
چیز ر آنسوی یقین شاید کمی هم کیش تر
آغاز و ختم ماجرا لمس تماشای تو بود
دیگر فقط تصویر من در مردمکهای تو بود
من عاشق چشمت شدم…

(ادامه)

Alireza Ghorbani & Pournazeriha – RainDrops

نویسنده شیر مزدک در دسته : Alireza Ghorbani,Tahmoures Pournazeri در تاریخ : آوریل 13th, 2015

Alireza Ghorbani & Pournazeriha - RainDrops
علیرضا قربانی و پورناظری‌ها - قطره‌های باران

 

تا سر گیسوی تو شد سلسله دار عاشقان
بوی عبیر می دهد خاک و دیار عاشقان
چون به چمن گذر کنی ای گل خوش نسیم من
جوش جوانه می زند باغ و بهار عاشقان
نغمه ی جوی مولیان چنگ و چگور لولیان
وه که چه خوش تنیده در پرده تار عاشقان
ماه به کف گرفته دف سرو و ستاره بسته صف
جان جهان ، جان جان آینه دار عاشقان
برجه و در فرازکن رود و ترانه سازکن
کان مه شوخ و مهربان داده قرار عاشقان
سوسن صد زبان منم خامش و نکته دان منم
پیر منم ،جوان منم، خاک دیار عاشقان

 

 

(ادامه)

Parisa, Abbas Khoshdel & Mohammad Heidari – Tanha To Beman

نویسنده شیر مزدک در دسته : Parissa در تاریخ : مارس 30th, 2015

600x600_005

Parisa, Abbas Khoshdel & Mohammad Heidari - Tanha To Beman
پریسا، عباس خوشدل و محمد حیدری - تنها تو بمان

 

دستِ کوتاهِ من و دامن آن سرو بلند
«سایه» ی سوخته دل، این طمع خام مبند!
دولتِ وصل تو ای ماه نصیب که شود؟
تا از آن چشم خورَد باده، وز آن لب گلِ قند
خوش تر از نقش توام نیست در آیینه‌ی چشم
چشم بد دور، زهی نقش و زهی نقش پسند
خلوتِ خاطر ما را به شکایت مشکن
که من از وی شدم ای دل به خیالی خرسند
منِ دیوانه که صد سلسله بگسیخته ام
تا سر زلف تو باشد نکشم سر ز کمند
قصه‌ی عشقِ من آوازه به افلاک رساند
همچو حُسن تو که صد فتنه در آفاق افکند
«سایه» از ناز و طرب سر به فلک خواهم سود
اگر افتد به سرم سایه‌ی آن سرو بلند

(ادامه)

Sepideh Raissadat & Sarv Ensemble – Norouz Concert

نویسنده شیر مزدک در دسته : Sepideh Raissadat در تاریخ : مارس 23rd, 2015

vlcsnap-2015-03-23-00h12m27s195

Sepideh Raissadat, Nexus Percussion & Sarv Ensemble - Norouz Concert
سپیده رئیس‌سادات، گروه نکسوس و گروه سرو - کنسرت نوروزی

 

آمد نوبهار طي شد هجر يار
مطرب ني بزن، ساقي مي بيار
باز آ اي رميده بخت من
بوسي ده دل مرا مشکن
تا از آن لبان مِي گونت
مِي نوشم به جاي خون خوردن
آمد نوبهار طي شد هجر يار
مطرب ني بزن، ساقي مي بيار
خوش بود در پاي لاله
پرکني هر دم پياله
ناله تا به کي
خندان لب شو همچون جام مي
چون بهار عشرت و طرب
باشدش خزانِ غم به پي
بر سر چمن بزن قدم
مِی بزن به بانگ چنگ و ني
آمد نوبهار طي شد هجر يار
مطرب ني بزن، ساقي مي بيار
اي گل در چمن بيا با من
پر کن از گل چمن دامن
سر بنهم بروي دامانت
مِي نوشم به پاي گلها من
خوش بود در پاي لاله
پرکني هر دم پياله
ناله تا به کي
خندان لب شو همچون جام مي
از چه رو زجلوه،اي بهار
ای بهار من توغافلي
روي خود زعاشقي متاب
اي صفا اگرکه عاقلي
آمد نوبهار طي شد هجر يار
مطرب ني بزن، ساقي مي بيار
آمد نوبهار طي شد هجر يار
مطرب ني بزن، ساقي مي بيار

(ادامه)