ارتباطات



صفحه فیسبوک
 facebook.com/shabzendeha
صفحه اینستاگرام
 instagram.com/mangooleh
ایمیل
shabzendeha@gmail.com


دسته‌ها

2

Sepideh Raissadat & Sarv Ensemble – Norouz Concert

نویسنده شیر مزدک در دسته : Sepideh Raissadat در تاریخ : مارس 23rd, 2015

vlcsnap-2015-03-23-00h12m27s195

Sepideh Raissadat, Nexus Percussion & Sarv Ensemble - Norouz Concert
سپیده رئیس‌سادات، گروه نکسوس و گروه سرو - کنسرت نوروزی

 

آمد نوبهار طي شد هجر يار
مطرب ني بزن، ساقي مي بيار
باز آ اي رميده بخت من
بوسي ده دل مرا مشکن
تا از آن لبان مِي گونت
مِي نوشم به جاي خون خوردن
آمد نوبهار طي شد هجر يار
مطرب ني بزن، ساقي مي بيار
خوش بود در پاي لاله
پرکني هر دم پياله
ناله تا به کي
خندان لب شو همچون جام مي
چون بهار عشرت و طرب
باشدش خزانِ غم به پي
بر سر چمن بزن قدم
مِی بزن به بانگ چنگ و ني
آمد نوبهار طي شد هجر يار
مطرب ني بزن، ساقي مي بيار
اي گل در چمن بيا با من
پر کن از گل چمن دامن
سر بنهم بروي دامانت
مِي نوشم به پاي گلها من
خوش بود در پاي لاله
پرکني هر دم پياله
ناله تا به کي
خندان لب شو همچون جام مي
از چه رو زجلوه،اي بهار
ای بهار من توغافلي
روي خود زعاشقي متاب
اي صفا اگرکه عاقلي
آمد نوبهار طي شد هجر يار
مطرب ني بزن، ساقي مي بيار
آمد نوبهار طي شد هجر يار
مطرب ني بزن، ساقي مي بيار

(ادامه)

Mohammad Motamedi & Behzad Abdi – Opera Hafez

نویسنده شیر مزدک در دسته : Behzad Abdi,Mohammad Motamedi در تاریخ : مارس 22nd, 2015

001 (1)

Mohammad Motamedi, Behzad Abdi & Behrouz Gharib Pour - Opera Hafez
محمد معتمدی، بهزاد عبدی و بهروز غریب پور - اپرای حافظ

 

درد ما را نیست درمان الغیاث
هجر ما را نیست پایان الغیاث
دین دل بردند و قصد جان کنند
الغیاث از جور خوبان الغیاث
در بهای بوسه ای جانی طلب
می کنند این دلستانانان الغیاث
خون ما خوردند این کافر دلان
ای مسلمانان چه درمان الغیاث
داد مسکینان بده ای روز وصل
از شب یلدای هجران الغیاث
هر زمانی درد دیگر می رسد
زین حریف بی دل و جان الغیاث
همجو حافظ روز و شب بی خویشتن
گشته ام سوزان و گریان الغیاث

(ادامه)

Asadollah Malek & Orchestera – Minaye Shekasteh

نویسنده شیر مزدک در دسته : Asadollah Malek در تاریخ : مارس 19th, 2015

259412-06800145109p01

Asadollah Malek & Orchestera - Minaye Shekasteh
اسدلله ملک و ارکستر - مینای شکسته

 

چشمهای خیس ابر نوبهار
آسمان را دست باران می سپرد
عطر یاس خانه ای پایین شهر
عاشقان کوچه اش را می شمرد
در دلِ گنجشکهای باغچه
شادیِ آغازِ یک لبخند بود
باد هم آرام می بوسیدمان
روزهای آخر اسفند بود
□ □
بی نصیب از روزهایی که گذشت
چشممان دنبال سالی تازه بود
حالمان از سالِ پیشین خوش نبود
حالمان دنبال حالی تازه بود
کهنگی های درونِ خویش را
در تلی از نور و آتش سوختیم
می پریدیم از فراز نورها
دین و آیین را به هم می دوختیم
□ □
سفره ای بود و هوای هفت سین
چشم بر گیرنده هایی پُر فروغ
مژده ی برنامه های ویژه وُ
راستگویی های لبریز از دروغ
هفت سین خانه هامان ساده بود
سین “سیمایی” که “سوت و کور” بود
سین “سانسوری “که در آن “سبزه” هم
مثل سین “ساز” ها مهجور بود
با غروری که پُر از امید بود
با غمِ تقدیرِ خود می ساختیم
با خیالِ روزهایی که گذشت
همچنان امروز را می باختیم
□ □
طبق عادت لحظه ی تحویل سال
غم به شادی ظاهرا تبدیل شد
پادگانی تیر و توپی در نکرد
“سرد” و “ساکت” سالِ نو تحویل شد

(ادامه)

Atta Jangouk – Nowruz

نویسنده شیر مزدک در دسته : Atta Jangouk در تاریخ : مارس 16th, 2015

180653-03001240632p01

Atta Jangouk - Nowruz
عطا جنگوک - نوروز

 

در راه کمال اذن به فریاد نداری
شاگردی و همراه خود استاد نداری
خود می شکنی در خود واین نیز هویداست
از ریشه ی خود هیچ تو در یاد نداری
زنحیر به پای دل دیوانه که بستی!
دربندی و اندیشه ی آزاد نداری
چون خانه ی دل جایگه عشق و جنون است
از عشق مگو گر دل آباد نداری
از دست مده گوهر عشق ابدی را
بی عشق در این سینه دل شاد نداری

 

* بخش اول این سی‌دی که در دستگاه شور تدارک دیده شده شامل ضربی‌ها و آوازهای از پیش تعیین‌شده است که بیشترشان را خود عطا جنگوک ساخته است. بخش دوم اثر نیز بداهه‌نوازی کاملی در دستگاه چهارگاه محسوب می‌شود.

(ادامه)

Hossein Alishapour & Alireza Falsafi – Taranga Torang

نویسنده شیر مزدک در دسته : Alireza Falsafi,Hossein Alishapour در تاریخ : مارس 15th, 2015

254149_1

Hossein Alishapour & Alireza Falsafi - Taranga Torang
حسین علیشاپور و علیرضا فلسفی‌ - ترنگا ترنگ

 

صدایت می‌کنم در ظهر مردادی عرق‌ریزان
صدایت می‌کنم در گیر و دار باد پاییزان
به لحن سربه‌داران و به سوز بی‌قراران و
به یاد قلب‌های در هوای سینه آویزان
ورق خورده‌ست تاریخ از رضاخان‌ها و برگشته
به نادرها، به افغان‌ها، به خواب تلخ چنگیزان
به چشمم می‌کشم با سرمه این خاک مقدس را
که دیگر نیست حتی لحظه‌ای پامال شبدیزان
بیا و استخوان‌های سر دلداده‌هایت را
شبی از خواب بازوی پر از مهرت برانگیزان
برای خالی آغوش دخترهای بی بابا
عروسک‌های خون‌آلود را از خاک برخیزان
چه آتش‌ها که افتاده‌ست روی دامن صحرا
کنار رود رود تو، کنار فصل گلریزان
فقط می‌آید از این عرصه بوی نامرادی‌ها
که بازار رقیبان خورده بر پست کسادی‌ها
تمام خشت‌هایی را که می‌چینند روی هم
به ویرانی مبدل می‌شود از کج‌نهادی‌ها
هلا خانه‌خرابان! آتش‌افروزان این میدان!
که می‌کوبید بر دف‌هایتان با شور و شادی‌ها
اگر گلدسته‌ها را باز هم ویران کند طوفان
پر از الله اکبر می‌شود بغض منادی‌ها
قلم بردار همسنگر بزن در جوهر جانت
که ظلمت گم شود پشت مداد بامدادی‌ها

(ادامه)

Habibollah Badiee & Hayedeh – Avaaz Del

نویسنده شیر مزدک در دسته : Habibollah Badi’ii,Habibollah Badi’ii,Habibollah Badi’ii,Hayedeh در تاریخ : مارس 03rd, 2015

600x600_004

Habibollah Badiee & Hayedeh - Avaaz Del
حبیب الله بدیعی و هایده - آواز دل

 

آمدم با بوسه بیدارش کنم رویم نشد
از هوای ِ عشق سرشارش کنم رویم نشد
در دلم گفتم من عاشق پیشه ی ِ چشم ِ توام
خاستم آهسته تکرارش کنم رویم نشد
پلکهای ِ مخملش بر روی ِ هم عمرش بلند
خاطرم بود ” آفرین ” بارش کنم رویم نشد
کاش دستی بر بلور ِ خوشتراش ِ مرمرش
ترسم از این بود آزارش کنم، رویم نشد
ابر زیر ِ سر، نسیم انداخته بر روی ِ خود
دست بردم خیس ِ رگبارش کنم رویم نشد
آفتاب آورده بودم پیش ِ مهتابش مگر
باخبر از صبح ِ دیدارش کنم رویم نشد
کبک ِ ناز ِ برفی اش لم داده زیر ِ برگ ِ گل
تور وا کردم گرفتارش کنم رویم نشد
گرچه میدانستم او هرگز نمیخاهد مرا
دل زدم دریا که اصرارش کنم رویم نشد
رفتم از پیشش ولی هرچه “خدا” را خاستم
لحظه ی ِ آخر “نگهدار”ش کنم رویم نشد

(ادامه)

Ali Akbar Moradi & Pejman Haddadi – Raaz E Roud

نویسنده شیر مزدک در دسته : Ali Akbar Moradi,Pejman Hadadi در تاریخ : فوریه 11th, 2015

254119_1

Ali Akbar Moradi & Pejman Haddadi - Raaz E Roud
علی‌ اکبر مرادی و پژمان حدادی - رازِ رود

 

آخر خواستنت سلطنت بر باد است
گره روسري ات يک غزل آزاد است
مژده مي داد کسي باد صبا مي آيد
سهم ما از هوست گيس رها در باد است
چار ديواري تقويم دل ما ويران
بي خبر از همه جا مملکتت آباد است
زندگي هيچ به تو گير نداده است مگر
خاطرت شادو دل سر به هوايت شاد است
عطر پيراهنت انگار شفا بخش شده
که هواوهوست کوري مادر زاد است
پشت پا مي زني از عمد به تنها ماندن
لااقل پيش نکش جام حيا را با دست
مي روم مثل پلنگي بشوم درد اگر
چشم آهوي تو عمري است که با صياد است
دل تو قرص تر از ماه و پلنگ ما را
عطش خواستنت کار به دستش داد است
باقي عمر به رسوايي ما سر خوش باش
طشت ما از لبه ي بام خدا افتاد است

 

* لینک دانلود به درخواست تهیه کننده آلبوم حذف شد

(ادامه)

Parissa & Hossein Alizadeh – Dastgah Nava

نویسنده شیر مزدک در دسته : Hossein Alizadeh,Parissa در تاریخ : فوریه 09th, 2015

Dastgah-E Nava 1

Parissa & Hossein Alizadeh - Dastgah Nava
پریسا و حسین علیزاده - دستگاه نوا، جشن هنر شیراز ۱۳۵۵

 

دردِ عشقي کشيده ام که فقط هر که باشد دچار مي فهمد
مرد، معناي غصّه را وقتي باخت پاي قمار مي فهمد!
بودي و رفتي و دليلش را از سکوتت نشد که کشف کنم
شرحِ تنهاييِ مرا امروز مادري داغدار مي فهمد!
دودمانم به باد رفت، امّا هيچ کس جز خودم مقصّر نيست
مثلِ يک ايستگاهِ متروکم، حسرتم را قطار مي فهمد!
خواستي با تمامِ بدبختي، روي دست زمانه باد کنم!
دردِ آوارگيّ هر شب را مُرده ي بي مزار مي فهمد
هر قدم دورتر شدي از من، ده قدم دور تر شدم از او
علّتِ شکِّ سجده هايم را «مُهرِ رکعت شمار» مي فهمد!
قبلِ رفتن نخواستي حتّي يک دقيقه رفيقِ من باشي
ارزش يک دقيقه را تنها مجرمِ پاي دار مي فهمد…
شهر، بعد از تو در نگاهِ من با جهنّم برابري مي کرد
غربتِ آخرين قرارم را آدمِ بي قرار مي فهمد
انتظارِ من از توانِ تو بيشتر بود، چون که قلبم گفت:
بس کن آخر! مگر کسي که نيست چيزي از انتظار مي فهمد؟!

(ادامه)

Khashayar Kakavand – Ta Be Koja

نویسنده شیر مزدک در دسته : Khashayar Kakavand در تاریخ : ژانویه 05th, 2015

763510-07401698079p01

Khashayar Kakavand - Ta Be Koja
خشایار کاکاوند - تا به کجا

مست اگر باشي در آغوشت خدايي ميکنم
خاک را سرشار ِ عرش ِ کبريايي ميکنم
دل به دريا ميزنم در موج ِ مويت هرچه باد
بادبان ِ روسريّ ات را هوايي ميکنم
باد بود اين که دل ِ من را چنان کاهي ربود
عاشقي با چشمهاي ِ کهربايي ميکنم
در بساطم گرچه چيزي نيست اما عشق هست
من تو را مهمان ِ يک فنجان ِ چايي ميکنم
هرچه غم سويم اشاره ميکند من را ببين
در کنارم چون تويي بي اعتنايي ميکنم
آنقدر ترد و ظريفي که فقط با بوسه اي
گل مي اندازم تنت را و حنايي ميکنم
مي نويسم با زبانم بر کف ِ پايت غزل
چون پلنگي خون چشان آهوستايي ميکنم
شادمانه روي ِ ابر ِ بالشم پر ميکشم
مثل ِ يک گنجشک احساس ِ رهايي ميکنم
شب گذشت و رفتي از پيش ِ من اما باز هم
آرزوي ِ اين که “در خابم بيايي” ميکنم

(ادامه)

Payam Jahanmani & Rah Ensemble – Video Tasviri Concert Dastaas

نویسنده شیر مزدک در دسته : Payam Jahanmani در تاریخ : ژانویه 02nd, 2015

dastaas

Payam Jahanmani & Rah Ensemble - Video Tasviri Concert Dastaas
پیام جهانمانی و گروه راه - قطعه تصویری کنسرت دستاس

 
اي خداي من چه دنياي قشنگي ساختي
واقعاً سياره ي خوش آب و رنگي ساختي
آدمي را آفريدي سركش و ناسازگار
هركجا ديدي كه صلحي بود، جنگي ساختي
هركجا ديدي دو آهو در كنار هم خوش اند
زود در آن منطقه جفت پلنگي ساختي
زود پايينش كشيدي هركه بالا رفته بود
پشت اين چرخ و فلك؛ الاكلنگي ساختي
كوهكن با تيشه اي از سنگ آدم ساخته
تو ولي از هركس آدم بود سنگي ساختي
با وجود وسعت دنيا برايم وقت مرگ
جاي تنگي، جاي تنگي، جاي تنگي ساختي

(ادامه)

Alireza Ghorbani – Ey Saro Saman Hame To

نویسنده شیر مزدک در دسته : Alireza Ghorbani در تاریخ : دسامبر 28th, 2014

Untitled 0_004

Alireza Ghorbani - Ey Saro Saman Hame To
علیرضا قربانی - بداهه خوانیِ ‌ای سر و سامان همه تو

بی تو به سامان نرسم ، ای سر و سامان همه تو
ای به تو زنده همه من ، ای به تنم جان همه تو
من که به دریاش زدم تا چه کنی با دل من
تخته تو و ورطه تو و ساحل و توفان همه تو
ای همه دستان ز تو و مستی مستان ز تو هم
رمز میستان همه تو راز نیستان همه تو
من همه تو ، تو همه تو ، او همه تو ، ما همه تو
هر که و هر کس همه تو ، این همه تو ، آن همه تو
شور تو ، آواز تویی ، بلخ تو ، شیراز تویی
جاذبه شعر تو و جوهر عرفان همه تو
تا به کجایم بری ای جذبه ی خون ! ذوق جنون
سلسله بر جان همه من ، سلسله جنبان همه تو

(ادامه)

Davoud Azad – To Hameh, Ma Hich

نویسنده شیر مزدک در دسته : Davoud Azad در تاریخ : دسامبر 15th, 2014

816383-00100346191p05 (1)

Davoud Azad - To Hameh, Ma Hich
داود آزاد - تو همه، ما هیچ

 

ز فراقت چون گویم، ره وصلت چون جویم
که تو از نظرم همه شب نروی
که اگر بروی زدلم نروی
ز دلم نروی ای گل من
می بویم با یادت گلها را
می جویم هر کوه و صحرا را
به خدا این دل شیدا از عشق تو
نظر به این جهان ندارد
دلم خبر ز این و آن ندارد
دگر نظر به این جهان ندارد
چو بیایی از قدمت همچو بهاران گل شکفد از باغ دلم
مثل نسیمی بر تن خسته و داغ دلم
بیا بیا تا که ببارد
ازآسمان ابر محبت
بکش دمی دست نوازش بر این دل خسته ز محنت
یارا
جمال تو را دیدن
خیال تو بوییدن
به سوی تو روییدن
تمام کمال من
که تو ماه منیر منی
که تو کعبه و پیر منی
چو بتابد ماه رخت
به دل ویرانه ی من
همه نور افشان بکنی
تو شب و کاشانه ی من
که تو ماه منیر منی
که تو کعبه وپیر منی

(ادامه)

A. Niknafas & K. Sanjarani – Degar Bareh Beshooridam

نویسنده شیر مزدک در دسته : Kiarash Sanjarani در تاریخ : دسامبر 09th, 2014

254140_1

Ali Akbar Niknafas & Kiarash Sanjarani - Degar Bareh Beshooridam
علی‌ اکبر نیک نفس و کیارش سنجرانی واحد - دگر باره بشوریدم

 

کجا جدا شوم از تو که بعد از آن تو نباشی
کسی که داده مرا از خودم امان ، تو نباشی
کجای زندگیم دست می دهد که به تلخی
گریزم از تو وآغوش مهربان، تو نباشی
کجای گریه بخندم، کجای خنده بگریم
که پشت گریه و لبخند، توامان تو نباشی
کدام قصه بسازم که بی تو رنگ نبازد
کدام شعر بخوانم که در دهان تو نباشی
به رغم عشق من و تو، سپاه بد دلی و شک
هزار جهد بکردند در جهان، تو نباشی
تو را اگر چه نمی یابمت ، هنوز برآنم
که در مکان تو نگنجی که در زمان تو نباشی
هزارچشم تو از هر کجاست خیره به سویم
کجا نگاه کنم من که این و آن تو نباشی

(ادامه)

Keyhan Kalhor & Alim Qasimov – Morgenland Festival

نویسنده شیر مزدک در دسته : Alim Qasimov,Keyhan Kalhor در تاریخ : نوامبر 29th, 2014

vlcsnap-2014-11-21-20h42m41s134

Keyhan Kalhor & Alim Qasimov - Morgenland Festival
کیهان کلهر و عالم قاسم اف - فستیوال مورگنلند, سپتامبر ۲۰۱۴

 

ببار ای بارون ببار
با دلم گریه کن خون ببار
در شبهای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار
ای بارون
دلا خون شو خون ببار
بر کوه و دشت و هامون ببار
دلا خون شو خون ببار
بر کوه و دشت و هامون ببار
به سرخی لبهای سرخ یار
به یاد عاشقای این دیار
به کام عاشقای بی مزار
ببار ای ابر بهار
با دلم به هوای زلف یار
داد و بیداد از این روزگار
ماه رو دادن به شبهای تار

(ادامه)

Alireza Ghorbani – Ghateh Tasviri Faranseh

نویسنده شیر مزدک در دسته : Alireza Ghorbani در تاریخ : نوامبر 15th, 2014

vlcsnap-2014-11-15-16h12m21s208

Alireza Ghorbani - Ghateh Tasviri Faranseh
علیرضا قربانی - اجرای تصویری در فرانسه

 
اي عشق تو داده باز جان را پرواز
لطف تو کشيده چنگ جان را در ساز
يک ذره عنايت تو اي بنده نواز
بهتر ز هزار ساله تسبيح و نماز
اي عشق نخسبي و نخفتي هرگز
در ديده خفتگان نيفتي هرگز
باقي سخني هست نگويم او را
تو نيز نگوئي و نگفتي هرگز

(ادامه)

Mozaffar Shafii & Rast Ensemble – Iran

نویسنده شیر مزدک در دسته : Mozafar Shafii در تاریخ : نوامبر 15th, 2014

Iran _ Mozafar Shafii et l'Ensemble Râst 3

Mozaffar Shafii & Rast Ensemble - Iran
مظفر شفیعی و گروه راست - ایران

 

هر شب من و دل تا سحر، در گوشه ي ويرانه ها
داريم از ديوانگى، با يكدگر افسانه ها
اندر شمار بيدلان، در حلقه ي بي حاصلان
نى در حسابِ عاقلان، نى در خور فرزانه ها
از مى زده سر جوشها، از پند بسته گوشها
پيوسته با بيهوش ها، خو كرده با ديوانه ها
از خانمان آواره ها، در دو جهان بيكاره ها
از درد و غم بيمارها، از عقل و دين بيگانه ها
از سينه بُرده كينه ها، آيينه كرده سينه ها
ديده در آن آيينه ها، عكس رخ جانانه ها
سنگ ملامت خورده ها، از كودكان آزرده ها
دل زنده ها، تن مرده ها، فرزانه ها، ديوانه ها
ببريده خويش از خويشتن، بگسيخته از ما و من
كرده سفرها در وطن، اندر درون خانه ها
نى در پى انديشه ها، نى در خيالِ پيشه ها
چون شيرها در بيشه ها، چون مورها در لانه ها
چون گل فروزان در چمن، چون شمع سوزان در لگن
بر گردشان صد انجمن، پر سوخته پروانه ها
رخشان چو ماه و مشترى، زين گنبد نيلوفرى
تابان چو مهر خاورى، از روزنِ كاشانه ها
مست از مىِ ميناىِ دل، بنهاده سر در پاى دل
آورده از درياى دل، بيرون بسى دُردانه ها
گاهى ستاده چون كدو، از مى لبالب تا گلو
گاهى فتاده چون سبو، لب بر لبِ پيمانه ها

(ادامه)