ارتباطات



صفحه فیسبوک
 facebook.com/shabzendeha
صفحه اینستاگرام
 instagram.com/mangooleh
ایمیل
shabzendeha@gmail.com


دسته‌ها

2

Ali Tajvidi & Honarmandan Ghadim – Raftam

نویسنده شیر مزدک در دسته : Ali Tajvidi در تاریخ : ژوئن 29th, 2014

482338_529013240484014_112432818_n (1)

Ali Tajvidi & Honarmandan Ghadim - Raftam
علی‌ تجویدی و هنرمندان قدیم - اجرای اصلی قطعات آلبوم "رفتم و بار سفر بستم"

 

خاطری می خواستم یا خواستاری داشتم
تا کشد زیبا رخی بر چهره ام دستی ز مهر،
کاش، چون ایینه، بر صورت غباری داشتم
ای که گفتی انتظار از مرگ جانفرساتر است!
کاش جان می دادم اما انتظاری داشتم.
شاخه ی عمرم نشد پر گل که چیند دوستی
لاجرم از بهر دشمن کاش خاری داشتم
خسته و آزرده ام، از خود گریزم نیست، کاش
حالت از خود گریزِ چشمه ساری داشتم.
نغمه ی سر داده در کوهم، به خود برگشته ام
که به سوی غیر خود راه فراری داشتم،
محنت و رنج خزان این گونه جانفرسا نبود
گر نشاطی در دل از عیش بهاری داشتم
تکیه کردم بر محبت، همچو نیلوفر بر آب
اعتبار از پایه ی بی اعتباری داشتم
پای بند کس نبودم، پای بندم کس نبود
چون نسیم از گلشن گیتی گذاری داشتم
آه، سیمین! حاصلم زین سوختن افسرده است
همچو اخگر دولت ناپایداری داشتم!…

 

* اجرای اصلی قطعات آلبوم “رفتم و بار سفر بستم”

(ادامه)

Alireza Ghorbani & Kambiz Roshanravan – Raftam

نویسنده شیر مزدک در دسته : Alireza Ghorbani,Kambiz Roshan Ravan در تاریخ : ژوئن 29th, 2014

428894-03500166212p01

Alireza Ghorbani & Kambiz Roshanravan - Raftam o Baar Safar Bastam
علیرضا قربانی و کامبیز روشن روان - رفتم و بار سفر بستم

 

امشب از شوق وصالش باز جان خواهم سپرد
جان شيرين را بدستش رايگان خواهم سپرد
بخت ميمون گر كند ياري در اين پايان كار
دل بعشق دلفريبي مهربان خواهم سپرد
هر چه دارم عقل و هوش ودانش ودين وخرد
جمله را بر دست آن شيرين زبان خواهم سپرد
حاصل عمر گرانم نيست جز قول وغزل
يادگاري را كه بر آيندگان خواهم سپرد
در كوير بي نشا ني آشيان خواهم گرفت
وين گلستان را بدست باغبان خواهم سپرد
چند روزي كاندرين ويرانه منزل كرده ام
ميهمانم، خانه را ، بر ميزبان خواهم سپرد

(ادامه)

Parviz Yahaghi – Sehre Saaz

نویسنده شیر مزدک در دسته : Parviz Yahaghi در تاریخ : ژوئن 22nd, 2014

Parviz Yahaghi - Sehre Saaz
استاد پرویز یاحقی - سحرِ ساز

 

حاصلي از هنر عشق ِ تو جز حرمان نيست
آه از اين درد که جز مرگ ِ من اش درمان نيست
اين همه رنج کشيديم و نمي دانستيم
که بلاهاي وصال ِ تو کم از هجران نيست!
آنچنان سوخته اين خاک ِ بلا کش ، که دگر
انتظار ِ مددي از کرم ِ باران نيست!
به وفاي تو طمع بستم و عمر از کف رفت
آن خطا را به حقيقت ، کم از اين تاوان نيست!
اين چه تيغ است که در هر رگ ِ من زخمي از اوست
گر بگويم که تو در خون ِ مني ، بهتان نيست!
رنج ِ ديرينه ي انسان به مداوا نرسيد
علت آن است که بيمار و طبيب ، انسان نيست!
صبر بر داغ ِ دل ِ سوخته بايد ، چون شمع …
لايق ِ صحبت ِ بزم ِ تو شدن آسان نيست!
تب و تاب ِ غم ِ عشقت ، دل ِ دريا طلبد…
هر تــُنـُـک حوصله را طاقت ِ اين توفان نيست!
“سايه ” صد عمر در اين قصه به سر رفت و هنوز
ماجراي من و معشوق مرا پايان نيست

(ادامه)

Hessam Inanlou – Najvayee Baraye Baad

نویسنده شیر مزدک در دسته : Hessam Inanlou در تاریخ : ژوئن 22nd, 2014

600x600_003

Hessam Inanlou - Najvayee Baraye Baad
حسام اینانلو - نجوایی برای باد

 

قسم به ترس درختی که سایه اش تبر است
به کاسه ای که در آن سهم زهر بیشتر است
قسم به لکّه ای کوچک که بعد چاهم شد
به بوسه ات که سرآغاز اشتباهم شد
به حسِ افتادن از پلی که زیرم کرد
قسم به موی در آیینه ات که پیرم کرد
به چشم هات که در برزخم گذاشته اند
که روی آتش و زیرِ یخم گذاشته اند
قسم به آنچه که برشانه کوهی از غم شد
قسم به عشق که از تو جدا نخواهم شد!

(ادامه)

Mohammad Reza Lotfi – Concert Shahr Esfahan

نویسنده شیر مزدک در دسته : Mohammad Reza Lotfi در تاریخ : ژوئن 12th, 2014

253045_1.jpg

Mohammad Reza Lotfi - Concert Shahr Esfahan
استاد محمد رضا لطفی‌ - کنسرت شهر اصفهان

 

خم زلف تو دام كفر و دين است
ز كارستان او يك شمه اين است
جمالت معجز حسن است ليكن
حديث غمزه‌ات سحر مبين است
ز چشم شوخ تو جان كي توان برد
كه دائم با كمان اندر كمين است
بر آن چشم سيه صد آفرين باد
كه در عاشق كشي سحرآفرين است
عجب علميست علم هيأت عشق
كه چرخ هشمتش هفتم زمين است
تو پنداري كه بدگو رفت و جان برد
حسابش با كرام الكاتبين است

 

چهل روز از خاموشی بزرگ تار نواز ایران زمین محمدرضا لطفی  می گذرد

BpyHZbwCIAEbrOH

(ادامه)

Shahram Nazeri – Avaazhaye Bedoon Saaz

نویسنده شیر مزدک در دسته : Shahram Nazeri در تاریخ : ژوئن 10th, 2014

avazhaye bedoon saaz

Shahram Nazeri - Avaazhaye Bedoon Saaz
استاد شهرام ناظری- آواز‌های بدون ساز

 

جانا، حدیث شوقت در داستان نگنجد
رمزی ز راز عشقت در صد بیان نگنجد
در دل چو عشقت آید، سودای جان نماند
در جان چو مهرت افتد، عشق روان نگنجد
دل کز تو بوی یابد، در گلستان نپوید
جان کز تو رنگ بیند، اندر جهان نگنجد
جان داد دل که روزی کوی تو جای یابد
نشناخت او که آخر جایی چنان نگنجد

امشب ز غمت میان خون خواهم خفت
وز بستر عافیت برون خواهم خفت
باور نکنی خیال خود را بفرست
تا در نگرد که بی‌تو چون خواهم خفت

 

 

* با تشکر از رند عالم سوز عزیز

* دقیقه ۱۲:۲۰ به بعد نابود کننده هست

(ادامه)

Solmaz Badri – Avaaz Moseme Gol

نویسنده شیر مزدک در دسته : Uncategorized در تاریخ : ژوئن 10th, 2014

solmaz badri

Solmaz Badri - Avaaz Moseme Gol
سولماز بدری - آواز بدون ساز موسمِ گل

 

اي از خود من با خود من آشناتر
آيينه اي از تو نديدم باصفاتر
“اي کاش من هم مثل تو آيينه بودم”
آيينه اي از راستي هم بي رياتر
اسطوره هم، رنگ حقيقت دارد اينجا
وقتي تو باشي از خدايان هم، خداتر
حِس مي کنم دانستنت کاري ست دشوار
تو کيستي،اي تو از ادراکم فراتر ؟
از پنجره، از آسمان، ازعشق، از من
دلبازتر، باران تر، آبي تر، رهاتر
توچيستي؟ يک نقطه چين تا بي نهايت
يک راز، امّا از همه عالم رساتر
درياب آواز مرا اي قله ي دور
از من نخواهي يافت هرگز همصداتر

 

* دوستان، عزیزان و مهربانان…به دلیل درخواستهای متعدد، سایت را به همان شکل گذشته باز گرداندم…برای خودم نیز حسی نوستالژی داشت، و دل کندن از آن بسیار دشوار، پس باشد که دیگر به دنبال نو آوری‌های بیخود و غیر ضروری نرویم

(ادامه)

Pouria Akhavas – Tasnif Hejre Rooye To

نویسنده شیر مزدک در دسته : Pouria Akhavvas در تاریخ : ژوئن 07th, 2014

hejre rooye to

Pouria Akhavas - Tasnif Hejre Rooye To
پوریا اخواص - تصنیف هجرِ رویِ تو

 

پلک بستي که تماشا به تمنا برسد
پلک بگشا که تمنا به تماشا برسد
چشم کنعان نگران است خدايا مگذار
بوي پيراهن يوسف به زليخا برسد
ترسم اين نيست که او با لب خندان برود
ترسم اين است که او روز مبادا برسد
عقل مي‌گفت که سهم من و تو دلتنگي است
عشق فرمود‌: نبايد به مساوا برسد‌!
گفته بودم که تو را دوست ندارم ديگر

(ادامه)

Sina Sarlak – Tasnif Delhaye Bigharar

نویسنده شیر مزدک در دسته : Sina Sarlak در تاریخ : ژوئن 07th, 2014

delhaye bigharar

Sina Sarlak & Reza Sadeghi - Tasnif Delhaye Bigharar
سینا سرلک و رضا صادقی - تصنیف دلهای بیقرار

 

چشمان گریه ام را دادم به دست باران
شاید مرا بگرید بر تربت بهاران
هرگز کسی نفهمید مفهوم غربتم را
من واژه ای غریبم در شعر روزگاران
من که هزار و یک شب تا شهر قصه رفتم
با هیچکس نگفتم یک قصه از هزاران
ای ساحل رسیدن این موج خسته دریاب
دریای اشتیاق است دلهای بی قراران
شب تا سحر نشسته در کنج خلوت خویش
تا روی ماه بینم در قاب چشمه ساران
در این سراب تشنه آهوی دل غریب است
ما را ضمانتی کن ای اعتبار باران

(ادامه)

Sedigh Tarif & Jalal Zolfonoun – Sheydayi

نویسنده شیر مزدک در دسته : Jalal Zolfonoun,Sedigh Tarif در تاریخ : ژوئن 02nd, 2014

253994_1

Sedigh Tarif & Jalal Zolfonoun - Sheydayi
صدیق تعریف و جلال ذوالفنون - شیدایی

 

حرامش باد بدعهد بدانديش
شکم پرکردن از پهلوي درويش
شکم پر زهرمارش بود و کژدم
که راحت خواهد اندر رنج مردم
روا دارد کسي با ناتوان زور؟
کبوتر دانه خواهد هرگز از مور؟
اگر عنقا ز بي‌برگي بميرد
شکار از چنگ گنجشکان نگيرد

(ادامه)

Mohsen Keramati & Nima Naderi – Ey Ke Deldari

نویسنده شیر مزدک در دسته : Nima Naderi در تاریخ : ژوئن 02nd, 2014

01400450069a01
Mohsen Keramati & Nima Naderi - Ey Ke Deldari
محسن کرامتی و نیما نادری -‌ ای که دلداری

 

به قطاري که تو را مي برد
گفتم برگردد؟!
گفتم نرود؟!
گفتم…؟!
چيزي نگفتم
به قطاري که تو را مي برد
گلايه اي نيست
خودت سوار شدي

حالا هم شب از نيمه گذشته است
تا ايستگاه بعدي چند سال راه است
برف بر بيابان يکدست است
و هم کوپه هايت
چيزي از تو نمي فهمند!

خستگي
هميشه به کوه کندن نيست
خستگي گاهي همين حسي ست
که بعد از هزار بار يک حرف را به کسي زدن
داري
وقتي نشنيده است
وقتي سوار شده است.

(ادامه)

Ali Ghamsari & Hamnavazan Hesaar – Sokhani Nist

نویسنده شیر مزدک در دسته : Ali Ghamsari در تاریخ : می 19th, 2014

18300732001p01

Ali Ghamsari & Hamnavazan Hesaar - Sokhani Nist
علی‌ قمصری و همنوزان حصار - سخنی نیست

 

يک صبح سرد و صاف زمستان بود
در آن اتاق خلوت پر عطر
آرام آمدي و نشستي
چون خيره در نگاه تو گشتم
آهسته چون حباب شکستي

من شرمناک ماندم و آنگاه
گلبرگ نيم خند تو پژمرد
مي خواستم بگويم …. اما
آن خواستن درون من افسرد!

دست تو را فشردم و گفتي
«فکرش مکن که دستم گرم است
شايد تويي که سردي و … » آنگاه
ديدي که مات ماندم رفتي

رفتي و روزها سپري گشت
بي تو گريستم
بي تو گداختم
اينک

من سرد نيستم
اينک
اين عشق ضربه خورده ي عاصي
بيزار از آن دو لحظه ي ترديد
بيزار از آن دو لحظه ي شک است

اي دور مانده از من
آيا هنوز دست تو گرم است ؟؟

 

* مفتون اميني

(ادامه)

Bijan Bijani & Pashang Kamkar – Gol Be Daaman

نویسنده شیر مزدک در دسته : Bijan Bijani,Pashang Kamkar در تاریخ : می 19th, 2014

253926_1

Bijan Bijani & Pashang Kamkar - Gol Be Daaman
بیژن بیژنی و پشنگ کامکار - گل به دامن

 

از من چه ساده دست کشيدي ، من آخرين چراغ تو بودم
اي خانه ي غبار گرفته ، من بهترين اتاق تو بودم
احساس عاشقانه نداري ، با گريه ام ميانه نداري
من هيزم شکسته ي خيسم ، بيهوده در اجاق تو بودم
در جنگل و کوير و خيابان ، مرداد و مهر و آذر و آبان
باران گرفت و بند نيامد ، هر جا به اتفاق تو بودم
تنهايي ! اي رفيق هميشه ، يک لحظه دور ماندي و مُردم
چه خوب شد که زود رسيدي ، در حيرت از فراغ تو بودم
جز خانه ي تو خانه ندارم ، احساس عاشقانه ندارم
اي مرگ نورسيده بفرما ، عمري در اشتياق تو بودم

 

* امیر علي سليماني

(ادامه)

Mohammad Reza Lotfi – Concert Swiss, Abouatta & Esfahan

نویسنده شیر مزدک در دسته : Mohammad Reza Lotfi در تاریخ : می 08th, 2014

sholeh eshgh

Mohammad Reza Lotfi - Concert Swiss, Abouatta & Esfahan
محمد رضا لطفی‌ - کنسرت سوئیس، ابوعطا و اصفهان

 

در جانِ اين درخت ، تو جشنِ جوانه اي
سر سبزيم ز توست که سبز آشيانه اي
خون بهار در رگ من موج مي زند
گل مي کنم به شوق تو با هر بهانه اي
آه اي پريچه ، خانه ي من از تو روشن است
بر اين دريچه ، جلوه ي ماه شبانه اي
دست خدا سرشته تو را چون فرشته ها
خوبا! تو خوش ترين غزل عاشقانه اي
حقا که شعر ناب ز تو آب مي خورد
اي خوش تر از خيال ، عجب نازکانه اي
با آن تن رسيده ، تو شيرين تري ز جان
اي ميوه ي جوان ، تو عجب نوبرانه اي
اي نازنين ، به ديده ي من نقش خود ببين
بنگر در اين حقيقتِ روشن ، فسانه اي
شب را درون چشم تو بيتوته مي کنم
چونان مسافري که در آيد به خانه اي
يک شعر تر بخوان به ترنم ز جويبار
تا بشکفم چو گل به طنين ترانه اي
غم نيست گر جهان همه بيگانگي کند
وقتي تو بي مضايقه با من يگانه اي

 

* این آلبوم استاد، در اختیار کمتر کسی‌ می‌باشد…قبل از فوت به من خاطر نشان کرد که این کار رو در اختیار دوستان قرار دهم

(ادامه)

Mohammad Reza Lotfi

نویسنده شیر مزدک در دسته : Mohammad Reza Lotfi,Mohammad Reza Shajarian در تاریخ : می 03rd, 2014

944607_553152061388429_1338985349_n

محمد رضا لطفی - ( ۱۷ دی ۱۳۲۵ گرگان – ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۳ تهران )

قافله سالار موسیقی سنتی، آن همیشه در میان،
آن جان جان، خالق پرواز عشق و مستمع رمز عشق در سپیده دوازهمین روز اردیبهشت،
بال در بال درویش خان و به یاد عارف و به یاد طاهر زاده برای همیشه خموشانه را نواخت.
رفتتش گریه بید را هم در آورد.

روحش شاد

 

mohammadrezashajariancheshmehyenoosh1

Mohammad Reza Shajarian & Mohammad Reza Lotfi - Chashmeh Noosh
محمد رضا شجریان و محمد رضا لطفی‌ - چشمه نوش

 

پیش ساز تو من از سحر سخن دم نزنم
که بیانی چو زبان تو ندارد سخنم
ره مگردان و نگه دار همین پرده ی راست
تا من از راز سپهرت گرهی باز کنم
صبر کن ای دل غم دیده که چون پیر حزین
عاقبت مژده ی نصرت رسد از پیرهنم
چه غریبانه تو با یاد وطن می نالی
من چه گویم که غریب است دلم در وطنم
همه مرغان هم آواز پراکنده شدند
آه ازین باد بلاخیز که زد در چمنم
شعر من با مدد ساز تو آوازی داشت
کی بود باز که شوری به جهان درفکنم
نی جدا زان لب و دندان چه نوایی دارد ؟
من ز بی هم نفسی ناله به دل می شکنم
بی تو دیگر غزل “سایه” ندارد لطفی
باز راهی بزن ای دوست که آهی بزنم

 

shajariyan12

Mohammad Reza Shajarian & Mohammad Reza Lotfi - Chehreh Be Chehreh
محمد رضا شجریان و محمد رضا لطفی‌ - چهره به چهره

 

در پـــرده ی عشاق زدی آتشی این بار
از باغ هنر رفت یکی شاخـــــه ی پُر بار
خُنیاگر ِ ” لطفی” که زد زخمه ی شیدا
رو کرد به ملائک سحـــــــر از قفس ِ تار

گر به تو افتدم نظر
چهره به چهره رو برو
شرح دهم غم تو را
نکته به نکته مو به مو
ساقی باقی از وفا
باده بده سبو سبو
مطرب خوش نوای را
تازه به تازه گو بگو
در پی دیدن رخت
همچو صبا فتاده ام
خانه به خانه در به در
کوچه به کوچه کو به کو
می رود از فراق تو
خون دل از دو دیده ام
دجله به دجله یم به یم
چشمه به چشمه جو به جو

 

Abu-Ata Concert

Mohammad Reza Shajarian & Mohammad Reza Lotfi - Concert Abu-Atta
محمد رضا شجریان و محمد رضا لطفی‌ - کنسرت ابو عطا

 

از عمر گذشته لب جويي بنواز
در مايه ي دشتي آرزويي بنواز
دلتنگ توام، نسيم وقتي آمد
لطفي بنما و تار مويي بنواز

مست امدم ای پیر که مستانه بمیرم
مستانه در این گوشه میخانه بمیرم
درویشم و بگذار قلندر منشانه
کاکل همه افشان بر سرِ شانه بمیرم

 

10341857_10152402895965070_4978209006936524046_n (1)

قافله سالار پر کشید…
باشد که روحش در جوار مولایش آرام گیرد…

(ادامه)

Dariush Rafiee – Be Yaade Aan Gol

نویسنده شیر مزدک در دسته : Dariush Rafiee در تاریخ : آوریل 28th, 2014

253309_1.jpg

Dariush Rafiee - Be Yaade Aan Gol
داریوش رفیعی - به یاد آن‌ گل

 

برآسوده از زحمت جستجويي
نه سويي به چشمم نه چشمم به سويي
براي نظر بر گذر کردن عمر
نمي بينم اين دور و بر رد جويي
چو فرصت ز کف مي رود دل ز دستم
چنان کز هوويي گريزد هوويي
ز روز سياهم بخوان رنگ شامم
چه حاجت به کف خواني پيشگويي؟
رفيقي نه تا سجده ي مقدمش را
ز خون حسودان بسازم وضويي
عدويي نه تا بفشرم ناي او را
ز جام گلويش کنم تر گلويي
نه شوري که چوگان صفت دستهايم،
زند پنجه بر سينه ي همچو گويي
نه زوري چنان تا کنم چشم پوشي
ز چشمي و ساقي و مويي و رويي
نزد بر دلم چنگ گيسوي ياري
که دستم زند چنگ بر تار مويي
يلان رهنوردان ز مامي به مامي
زنان روي گردان ز شويي به شويي
مگر بر سر نعش چشمان خشکم
رسد اشک در هيآت مرده شويي
به ما ميهمانان ناخوانده وايا
نمي گويد اينجا کسي ادخلويي
مگو محرم راز مايي! چه حاصل،
چو در سينه ام نيست راز مگويي
بر اورنگ بي آرزويي نشستن!
ندارم جز اين مختصر آرزويي
دل پويه دارم ولي با چه پايي؟
سر توبه دارم ولي با چه رويي؟

(ادامه)